عمر
کهکشان عمر من چه کوچک است
واژگونه خیال و رسم زندگی.
با شکوه و پر جلال
با همه ستاره های آرزو
از برون.
از درون
تنگ و بی مجال
راه ناسپرده رو به انتها است.
هفدهم نوامبر 2007 - نیویورک
Cultural, Social, Political
کهکشان عمر من چه کوچک است
واژگونه خیال و رسم زندگی.
با شکوه و پر جلال
با همه ستاره های آرزو
از برون.
از درون
تنگ و بی مجال
راه ناسپرده رو به انتها است.
هفدهم نوامبر 2007 - نیویورک
پاییز است و برگ ریزان
قرمز و زرد و قهواه ای و نارنجی.
باد که در گیسوی درختان می وزد
برگ ها را به رقص می آورد.
سوار بر نسیم
آرام و سرخوش
لغزان و رقصان
چشمان دخترکم را به خود می کشند.
و من حیران نگاه می کنم
به باد
به برگ
به دخترکم
به زندگی.
روح من چه سرگردان است
ای کاش فاصله ای نبود
میان من و تو.
15 نوامبر 2007 – نیوجرسی