احمدی نژاد در چند نوبت در باره اسراییل حرف هایی زده است که همه به نظر غیر منطقی و غیر عاقلانه می رسند و هر بار هم به سرعت از جانب بسیاری از جمله سازمان ملل و شورای امنیت آن نکوهش و سرزنش شده اند. بار اول فکر کردیم تازه کار است و سرد و گرم روزگار نچیشده و نمی داند در چه مسندی نشسته است و از موضع رییس یک مملکت، حرف روستایی ساکن ممسنی را می زند. دیدیم نخیر، عده ای هم در داخل حمایتش کردند. گفتیم شاید می خواهند دلش نشکند. در خفا گوشش را پیچانده اند که دیگر مزه پرانی نکند، در علن هم آب نباتی به او داده اند که مثلا به ما که تماشا گریم بگویند پسر خوبی است و آبرویش را نگه دارند. ولی باز هم همان حرف ها را زد. باز هم همه دنیا محکومش کردند. باز هم در داخل به رویش خندیدند و به به و چه چه گفتند. خودش همه انگار واقعا باور کرده که خیلی حرف محکم و مستدلی زده برای بار سوم و چهارم و صدم تکرارش کرده و منتظر ایستاده که تشویقش کنند. دیدیم کسان دیگری هم در همین مایه ها حرف زدند از جمله حداد عادل. گفتیم حتما باید خبرهایی باشد. کار از شوخی و ندانستن و حرف از دهان پریدن گذشته است.
به نظر کارشناسان آگاه و ناآگاه و خبره و بی سواد در مورد دلیل در افشانی رییس جمهور ایران چند فرض می توان تصور کرد. یکی آن که موضوع بحران تراشی و بزرگ کردن خطر خارجی برای فرار از ناتوانی در حل مشکلات داخلی است که حضرت آقا قول رسیدگی سریع و حل و فصل آن ها را در در تبلیغات مربوط به ریاست جمهوری اش داده بود. واقع این است که دولت ناتوان از برآوردن وعده هایی است که داده است و باید به گونه ای کارش و یا بی کاری اش را توجیه کند. چه چیزی بهتر از این که یک دشمن خارجی پشت در ایستاده است و آماده که تا در را باز کنیم همه را بخورد؟
دوم آن که می خواهند با این چنگ و دندان نشان دادن ها از همه برگ هایشان در مذاکرات هسته ای استفاده کنند و بگویند ما نه فقط قدرت مندیم بلکه می توانیم جریان هم ایجاد کنیم و عده ای را در دنیا با خودمان همراه کنیم و منافعی عده دیگری را تهدید. بنابراین بهتر است بگذارید ما کار خودمان را بکنیم و اورانیوم مان را غنی.
فرض دیگر این است که هیچ کدام از فرضیات بالا درست نیست. یک بار یک چیزی گفتند حالا به غیرتشان بر می خورد بگوییم اشتباه کردیم. جاهل کلاه مخملی که عذر خواهی نمی کند. صد پله بدترش را می گوید که بقیه بگویند بابا ببخشید، ما غلط کردیم، اصلا همه دنیا مال شما، ول می کنید؟
+ نوشته شده در
Thu 15 Dec 2005ساعت
10:15 AM  توسط Reza
|
این مصدر پختن برای پسرکم که می کوشد مهارت های زبان فارسی خودش را رشد دهد دردسر آفرین شده است. دیروز مشغول بازی بود که پرسیدم چه می کند. پاسخ داد "غذا پزیدم." اصلاحش کردم که باید بگویی غذا پختم. چند لحظه بعد دوباره پرسیدم حالا چه می کنی که گفت "غذا می پخم.".توضیح دادم که این جا باید بگویی غذا می پزم. با لحن استفهامی که به لهجه جنوبی ها نزدیک است تکرار کرد "غذا می پزم؟" و دیگر تا آخر نه حرفی از پختن زد نه پزیدن. حتما پیش خودش گفته است امان از این کلمه که آدم نمی فهمد چرا مصدرش پختن است و فعلش می پزم! من هم پیش خودم گفتم از این دست کلمات بامزه زیاد داریم که یکی یکی باید خدمت شان برسیم.
+ نوشته شده در
Tue 13 Dec 2005ساعت
5:26 AM  توسط Reza
|
تهران کم کم دارد غیر قابل سکونت می شود. ظاهرا آلودگی هوا از اندازه گذشته است که دو سه روزی مدارس را هم بسته اند. ترافیک هم که بیداد می کند. هر کس از آن جا می آید این دو شکایت را دارد. آلودگی هوا و بسته بودن خیابان ها که در طول روز تقریبا مثل پارکینگ هستند و مردم در ماشین ها نشسته اند و دودی می شوند! بگذریم که کسانی در هاله ای از نور می روند اما اغلب مردم در چتری از دود حرکت می کنند.
عکس های دود آلود شهر تهران را در پایگاه های خبرگزاری مهر و ایسنا دیدم و دلم برای همه خانواده ام که آن جا روزگار می گذرانند گرفت. هوای پاکیزه هم از این ملت دریغ شده است. درست است که گفته اند ملت الهی شده است و در همه کره زمین مردمی به خوبی و منزهی مردم ما نیست ولی واقع این است که این مردم باید بتوانند نفس هم بکشند. فقط هوا را می گویم و منظورم اکسیژن پاک است. به هوای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کاری ندارم که در آن حوزه ظاهرا معنویت به اوج رسیده است! از سخن پدرم در می گذرم که وقتی حرف از الهی بودن مردم می شود با لحن خاص خودش می گوید "بله، آن هم چه معنویتی. همه دست هایمان در جیب های هم دیگر است. صبح که از خواب بیدار می شویم تا شب که به بستر می رویم دایم در این فکریم که چگونه سر هم دیگر کلاه بگذاریم و صنار بیشتر دیگری را سرکیسه کنیم!"
+ نوشته شده در
Tue 6 Dec 2005ساعت
6:11 AM  توسط Reza
|
نخیر ما تا به حال فکر می کردیم با روحانیان سیاست باز ایران سر و کار داریم اما انگار مشکل پیچیده تر از این حرف ها است. مثل این که با خود امام زمان طرفیم. آقای مشکینی که رییس مجلس خبرگان هم هست باز هم تاکید کرده که معتقد است فهرست نمایندگان مجلس هفتم را امام زمان امضا کرده است. (1) ایشان قبلا هم این حرف را زده بود و اعتراض فراوان هم به او شده بود اما دست بردار نیست. شاید چیزهایی آن جاها می گذرد که عوامی که گفته اند "کالانعام" هستند از آن بی خبرند. برای همین هم هست که دولت عریضه برای امام زمان می نویسد و در چاه می اندازد. آقای رییس جمهور در هاله ای از نور وارد سازمان ملل می شود. دستی غیبی سران کشورها را سر جای خودشان می نشاند و مبهوت احمدی نژاد می کندشان. همه هم که قربان شان بروم ماموریت الهی دارند مدینه فاضله ای بسازند و مقدمات ظهور حضرت را فراهم کنند. راستی راستی قرار است نمایندگان حضرت همین ها باشند؟ اگر این باشد که وضع خیلی خراب می شود. خدایا رحمی به امام زمان کن!
1) http://raha.gooya.name/politics/archives/040178.php
+ نوشته شده در
Tue 29 Nov 2005ساعت
5:57 AM  توسط Reza
|